دوره 17، شماره 2 - ( تابستان 1404 )                   جلد 17 شماره 2 صفحات 55-45 | برگشت به فهرست نسخه ها

Ethics code: IR.IAU.A.REC.1403.142


XML English Abstract Print


1- دانشجوی کارشناسی ارشد روان‌شناسی عمومی، دانشگاه آزاد اسلامی واحد ارسنجان، ارسنجان، ایران
2- استادیار، گروه روان‌شناسی، دانشگاه آزاد اسلامی واحد ارسنجان، ارسنجان، ایران ، ramin3677s@yahoo.com
چکيده:   (2382 مشاهده)
مقدمه: درد عاملی ضروری برای بقاست و به ما انگیزه می‌دهد تا از خطر فرار کنیم و به‌دنبال مراقبت باشیم. این پژوهش با هدف تبیین برازش مدل معادلات ساختاری درد مزمن براساس ذهن‌آگاهی و تبعیت از درمان با میانجی فاجعه‌سازی درد در زنان انجام گرفت.
روش کار: روش این مطالعه، توصیفی‌هم‌بستگی از نوع مدل‌یابی معادلات ساختاری بود. جامعه آماری این پژوهش شامل تمام زنانی بود که در سال 1403 با شکایت درد عضلانی‌اسکلتی به کلینیک‌های درد شهر شیراز مراجعه کرده بودند که 384 نفر با استفاده از روش نمونه‌گیری در دسترس انتخاب شدند. ابزارهای جمع‌آوری اطلاعات شامل پرسش‌نامه درد مک‌گیل، پرسش‌نامه پنج‌عاملی ذهن‌آگاهی بائر و همکاران، پرسش‌نامه تبعیت از درمان مدانلو و مقیاس فاجعه‌آمیز کردن درد سالیوان و همکاران بود. تحلیل داده‌ها نیز با روش مدل‌سازی معادلات ساختاری و با استفاده از نرم‌افزارهای اس‌پی‌اس‌اس 26 و آموس 24 انجام شد.
یافته‌ها: نتایج الگویابی معادلات ساختاری حاکی از برازش مطلوب مدل با داده‌های تجربی بود. اثر ضریب مسیر استاندارد مستقیم ذهن‌آگاهی بر تجربه درد مزمن معنادار، و مسیر غیرمستقیم ذهن‌آگاهی نیز بر تجربه درد مزمن با نقش میانجی فاجعه‌سازی درد معنادار بود (05/0P<). اثر ضریب مسیر استاندارد مستقیم و غیرمستقیم تبعیت از درمان با نقش میانجی فاجعه‌سازی درد بر تجربه درد مزمن معنادار بود (05/0P<).
نتیجه‌گیری: با توجه به نتایج به‌دست‌آمده، ذهن‌آگاهی و متابعت درمانی با میانجیگری فاجعه‌سازی درد، نقش مهمی در تبیین درد مزمن ایفا می‌کنند. باتوجه به اینکه این متغیرها سهم چشمگیری در پیش بینی مقوله درد در بیماران مبتلا به درد مزمن دارند لدا توجه به آن در این بیماران اهمیت ویژه ای دارد.
متن کامل [PDF 1759 kb]   (850 دریافت)    
نوع مطالعه: مقاله پژوهشی | موضوع مقاله: علوم پایه
دریافت: 1403/10/30 | پذیرش: 1403/12/12 | انتشار: 1404/3/8

بازنشر اطلاعات
Creative Commons License این مقاله تحت شرایط Creative Commons Attribution-NonCommercial 4.0 International License قابل بازنشر است.